تبلیغات
آموزش

تحقیقی پیرامون هنرهای سنتی ایران،قلمدان

پنجشنبه 5 اسفند 1395 01:48 ب.ظ
طبقه بندی:مقالات هنر، 

تحقیقی پیرامون هنرهای سنتی ایران،قلمدان

تحقیقی پیرامون هنرهای سنتی ایران،قلمداندسته: علوم انسانی 
بازدید: 3 بار 
فرمت فایل: doc 
حجم فایل: 1092 کیلوبایت 
تعداد صفحات فایل: 35 

تحقیقی پیرامون هنرهای سنتی ایران،قلمدان در 35 صفحه ورد قابل ویرایش

قیمت فایل فقط 4,000 تومان

خرید

تحقیقی پیرامون هنرهای سنتی ایران،قلمدان در 35 صفحه ورد قابل ویرایش

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                  صفحه

1- قلمدان در زمانهای گذشته............................................................................... 1

2- مقوای قلمدان و شیوه ساختن آن.................................................................... 5

3- قلمدان خام در دست نقاش.............................................................................. 7

4- بوم سازی قلمدان............................................................................................ 9

5-جعبه قلمدان...................................................................................................... 13

6- محتویات قلمدان- اندازه قلمدان....................................................................... 13

7- اقسام قلمدان.................................................................................................... 15

8- فهرست منابع و مأخذ...................................................................................... 34



قلمدان در زمانهای گذشته

قلمدان از سه قرن پیش كه وسایل تحریر به صورت امروزی وجود نداشت، بهترین وسیله فراگیری خواندن و نوشتن و مهمترین عامل تشویق مردم در آموختن خطاطی و خوشنویسی بود. هنرمندان سعی داشتند قلمدانها را طی سه قرن اخیر زیباتر و نفیس تر ساخته و به صاحبان ذوق و هنر و طالبان علم و ادب عرضه دارند.

نكته ای كه در اینجا قابل ذكر است، استفاده از قلمدان در روزگاران گذشته، برای حفظ قلمهای نیی تراشیده شده درون آن بود تا مانع شكستن آنها شود. دواتی فلزی از برنج، نقره یا طلا در داخل قلمدان قرار داشت. مضافاً اینكه علاوه بر چند قلم چاقوی قلم تراش، قاشق كوچك آب دوات، قط زن و قیچی باریك هم در قلمدان گذارده می شد.

در ایران باستان از وجود پدیده ای به نام قلمدان اطلاعی در دست نیست ولی بعد از اسلام كاربرد قلمدان برای كارهای تحریری معمول بود و در مكتب ها و مدرسه ها و مراجع دیوانی از آن بهره گیری می شده است (البته قلمدان هایی در دوران ساسانیان به صورت مشبك و غیر مشبك از فولاد و مفرغ بود و نقره كوبی و طلاكاری شده است).

قلمدانهایی كه پیش از سدة نهم هجری ساخته می شده بر دو نوع بوده است؛ چوبی و فلزی كه نوع چوبی آن بیشتر ساده و گاهی با منبت كاری همراه بوده و نوع فلزی آن اكثراً از فولاد ساخته می شده، به ساده و مرصع تقسیم می گردیده است.

قلمدانهای فولادی مرصع طلاكوب و گوهر نشان جنبه اشرافی داشته و بر روی بعضی از آنها آیات قرآنی یا اشعاری به صورت كنده كاری دیده شده است.

در دورة تیموری به موازات ترقی هنرهای تزئینی از قبیل مینیاتورسازی (نگارگری) و خطاطی و تذهیب و صحافی می توان حدس زد كه قلمدان سازی نیز تحولی توأم با ترقی یافته و به علت توجه خاصی كه شاهان و شاهزادگان و دولتمردان زمان نسبت به هنر خوشنویسی داشته اند این وسیلة نگارش، جنبه هنری و تزئینی پیدا كرده باشد.

ترقی قلمدان مقوایی نقشدار از اواخر دوران صفوی آغاز و در اواخر عصر قاجار پایان پذیرفته است. آنچه از قلمدانهای دوران صفوی به نظر می رسد از تاریخ 1070 هجری به بعد بوده است.

از ویژگی های قلمدان دورة صفوی، استواری و مرغوبیت مقوا و تفاوت سبك وزنشان و گل بته و كم تصویر بودن آنها در مقایسه با دوره های بعد است و از حیث اندازه و شكل نیز، قلمدان معمولی صفوی قدری بزرگتر و مسطح تر از قلمدان متعارف عصر قاجار می باشد. در دیوارة زبانه برخی از آنها نیز گاهی معرق كاری با چرم دیده می شود.

تك صورت سازی ایستاده از شاهان و شاهزادگان صفوی با جامه های معمول آن زمان و تصویر بانوان زیبا در حالت ایستاده و نشسته و و لمیده (با جاذبه نگارگری) و همچنین نقش كاخهای آن عصر و دورنما و پلها و خیابانهای مشجر و تصویرهای نیم تنه ای اشخاص در بدنة دو طرف قلمدان از جمله ویژگیهای دوران صفویست كه مورد تقلید نقاشان دوره های بعد نیز قرار گرفته ولی به پایه كارهای ممتاز این زمان نرسیده است.

در دورة (زندیه) هر چند از نظر افزایش تاثیر سبك اروپایی در نقاشی قلمدان، رگه های تحولی به چشم می خورد اما تقلید از استادان نام آور پیشین به طور كلی رایج و معمول بوده و آثار این دوره را حقیقت باید دنباله مكتب صفوی دانست. از این روی است كه قلمدانهای این دوران تا حدی از اصالت سبك صفوی بی بهره نیست و بیننده صاحب نظر را به یاد شیوة آن زمان می اندازد. سبك زندیه در قلمدان نگاری تا اوایل دورة قاجاریه (قرن سیزدهم) ادامه دارد و از میانه های این عصر مكتب، بر روی دلبستگان خود باب آشنایی می گشاید و هنرمندان و هنرآموزان خویش را به پژوهندگان با ذوق می شناساند در این مكتب تنوع و نوآوری بنابر مقتضیات عصر كه از آن جمله رفت و آمد با دنیای غرب است به نحو چشمگیری پدیدار و سبكهای گوناگون با سلیقه های جوراجور، از سوی استادان نامی به تجلیگاه هنر عرضه می گردد. این تنوع و تجدد هم در شیوه كار و هم در طرح موضوع (سوژه) به ظهور می رسد و به حدی گسترش می یابد كه پژوهنده را به ترقی خاصی كه در هنر قلمدان به وجود آمده است متوجه می سازد.

در این دورة سبك معمول به سه گونه تقسیم می شود: ایرانی سازی، فرنگی سازی، سبك میانه در شیوه ایرانی سازی، روش نقاشان قلمدان این بوده است كه در چهره پردازی و جامه سازی و تجسم بخشیدن منظره ها، بكار خود رنگ ملی و اصالت ایرانی و هندو باین جهت موضوع كار خود رنگ ملی و اصالت ایرانی دهند و به این جهت موضوع كار خود را از تجلیات و شئون زندگی مردم ایران و محتوای فرهنگ و ادبیات فارسی و داستانهای ملی و عرفانی و مذهبی و رویدادها و جنگهای تاریخی برمی گزیده اما همچنان كه برخی از رهروان این طریق سعی داشته اند ابتكاری در شیوة انتخاب شده خود به ظهور رسانند بعضی دیگر به تقلید پرداخته، در دنباله روی یا اكمال طرز پیشگامان خود قدم زده اند.

در سبك فرنگی سازی، استادان دلبسته به این شیوه تصویر زنان و مردان را با آرایش و پوشاك اروپایی می ساخته و از باسمه های فرنگی و تابلوهای نقاشان بزرگ ایتالیا و غیره الهام می گرفته و گاه در گزینش موضوع نیز از آنان تقلید می نموده اند.

در شیوة میانه استادان این سبك كوشیده اند كه بین دو روش نامبرده آمیزشی پدید آورند و از مزایای هر دو سبك برای جلوه بخشیدن به آثار خود بهره برداری نمایند و مسلم است كه برخی از آنان در این كوشش و پویش موفق بوده اند.

در دوره قاجار گل و بوته و پرنده‌سازی و تقسیم‌بندیهای آن در سطح رویین و سطوح‌ جانبی قلمدان تنوع یافته و در كار بعضی از استادان گل و بوته‌ساز متأخر گرایشی به سبك اروپایی دیده می‌شود. نقش فندق به برگهای پهن رگه دار توأم با گل و برگ‌، از جمله كارهای رایج در میان گل و بوته‌سازان است. همچنین در پرنده‌سازی بویژه پروانه حالات مختلف مرغان و پروانگان بر روی شاخه گلها و اقسام آنها در اقلام ریز و درشت تازگیهای را بنظر بیننده می‌رساند.

در دوره قاجار هنر قلمدان از جهات مختلف پیشرفت نموده و مكتب‌های گوناگون پیدا كرده و استادان بزرگی در چهره‌سازی و تذهبی و زرنشان و گل بوته به ظهور رسیده‌اند كه هر یك در جای خود فردی شاخص و هنرمندی ممتاز بشمار می‌روند و در راه بالا بردن سطح این هنر ملی گامهای بلند برداشته‌اند.

مقوای قلمدان و شیوه ساختن آن

قلمدان خام یعنی ساده و بی‌نقش از جنس مقوا ساخته می‌شده و قالبی چوبی به شكل خود داشته و به دو شیوه فراهم می‌شده است یا از خمیره مقوا یا از كاغذ.

برای تهیه مقوا از خمیر:

كاغذهای (باطله) را در یك ظرف بزرگ (تغار) خیس كرده، پس از آنكه بصورت خمیره كاغذ در می‌آمده با مختصری كتیرا و كمی شیره و سریش می‌آمیخته‌اند، بعد برای آماده كردن زبانه قلمدان یا قسمت درونی، قالب چوبی ساخته شده به شكل قلمدان را (به هر ابعادی كه مورد نظر بوده) برداشته به جدار جانبی آن صابون مالیده آنگاه با كاغذ خشك بدون چسب دور تا دور جدار را می‌پوشانده‌اند به گونه‌ای كه قالب چوبی در میان كاغذهای پیچیده به دور خود آزاد باشد. سپس از خمیره تهیه شده با تدبیر خاص به نظر مساوی اطراف قالب را بر روی كاغذی كه سریش مالیده‌اند پر می‌كرد. و بعد از آنكه بصورت نیمه خشك درمی‌آمده با تخته‌ای صاف به اطراف قالب ضربه می‌زده‌اند تا خمیر فشرده گردد و پس از خشك شدن كامل، با سوهان چوبسازی زبر، بصاف كاری آن می‌پرداخته پس از آماده كردن قالب چوبی 24 برگ كاغذ مغزدار و مرغوب با ضخامت معمولی را كنار می‌گذاشته، نخست دوازده برگ آنها را یكان یكان روی هم چسبانده بر قالب قلمدان می‌پیچیده‌اند و بوسیله سوهان چوب‌سای، در وضعی كه كاغذ نیمه خشك بوده به آن ضربه‌های متوالی می‌زده‌اند سپس سریش با شیره آمیخته شده را روی كاغذ می‌مالیده‌اند تا سوراخهای ریزریز آن كه بر اثر ضربه زدن پیدا شده پر شود بعد از آن (مغزی) را كه عبارت از سه لا كاغذ بهم چسبیده بوده روی كاغذهای قبلی می‌چسبانده و پس از خشك شدن به وسیله چاقوی تیزی لبه آن را برش می‌داده تا چهار طرف كاغذ برش تیز و یكنواخت پیدا كند سپس 12 لای دیگر یا كمتر (با در نظر گرفتن ضخامت مساوی به همان ترتیب روی آن چسبانیده می‌شده و بعد صافكاری و دهانه بری وی بدانگونه كه در مقوای خمیره ذكر شده انجام می‌گرفته است.

اقسام قلمدان

قلمدان ساده: قلمدان ساده همان قلمدان خام است كه شكل مقوایی بدون نقش و نگار می‌باشد ولی برای اینكه صورت ظاهر خوشایندی داشته باشد روی قلمدان خام را بوم به رنگ دلخواه كشیده، چند بار روغن كمان می‌زده و پس از خشك شدن مورد استفاده قرار می‌داده‌اند. اینگونه قلمدان برای كسانیكه كار تحریری زیاد داشته و قلمدان ارزان قیمت می‌خواسته‌اند ساخته می‌شده است.

قلمدان ساده با بوم مرغش یا زرك: این نوع قلمدان همان قلمدان ساده است كه بوم آن با مرغش یا زرك ساخته شده است و امتیاز قلمدان ساده، درخشندگی و تلألوی آن است كه مرهون مرغش و زرك می‌باشد و به این جهت از قلمدان ساده گرانتر است.

قلمدان ساده با نقوش زرین: قلمدان ساده را گاه با نقوش زرین زیور می‌بخشیده‌اند و در این مورد برای اینكه نقشهای طلایی بر روی قلمدان جلوه‌ خوبی پیدا كند رنگ بوم را با تجربه‌هایی كه داشته‌اند مناسب انتخاب می‌كرده‌اند. نقش اینگونه قلمدانها، گاه طلااندازی اسلیمی و خطایی و گاه تشعیر زرین بوده است.

قلمدان ساده معرق نقره‌كوب: گاهی قلمدان ساده را با نقره معرق‌كاری می‌كرده‌اند به این ترتیب كه نقشهای اسلیمی و ختایی را به شكل نقره‌كوب در سطح قلمدان جای می‌داده‌اند و بطور معمول بوم این قلمدانها سیاهرنگ بوده است.

قلمدان تذهیب: تذهیب عبارت است از تلفیق طلا و رنگهای مختلف با تحریر مركب كه اطراف گل و برگهای ختایی و چنگها و اسلیمی‌ها را از هم مجزا و مشخص می‌كند. این هنر از مهمترین هنرهای زیبایی ماست كه دقت و ریزه‌كاری و رعایت‌های فنی در آن به حد اعلا مخلوط گردیده است و با طرحهای گوناگون زینت افزای سر لوح كتابها و در و دیوار بناها مجلل تاریخی و حواشی و زمینه‌های بسیاری از نگاره‌ها (مینیاتورها) و نقوش دیگر شده است.

ترقی هنر تذهیب «زرین كاری» در دوره تیموری و صفوی از لحاظ فنی به حد كمال خود رسیده و نمونه‌های باقیمانده از آن دو عصر چه در سر لوح قرآنها و كتابها و چه بر طاق و رواق بناهای تاریخی از مأثر درخشان هنری به شمار می‌رود.

در اواخر عهد صفوی هنر تذهیب رو به انحطاط رفته ولی در دوران قاجار از حیث تنوع و ابتكار و بكار رفتن سلیقه‌های مختلف و ریزه‌كاری هنری،‌ تذهیب بار دیگر پیشرفت كرده و سبكهای گوناگون در مكتب شیراز و اصفهان ارائه شده است.

تذهیب روی قلمدان اقسام مختلف داشته و هر چند گاهی از برخی جهات شبیه به سر لوح كتابها بوده ولی اساساً مكتب مستقلی داشته و ویژگیهای خود را حفظ كرده است. در اینگونه قلمدان استاد مذهب پس از بوم زدن بدن در غلاف طرح تذهیب خود را در سطح قلمدان و بدنه‌های جانبی آن پیاده می‌كرده و سپس چند نوبت روغن كمان می‌زده است.

سبك تذهیب در قلمدان بستگی به تخصص مشخص مذهب در یكی از سبكهای معمول داشته و بیشتر درمكتب شیراز و اصفهان و تهران ساخته شده است.

قلمدان تذهیبی گاهی نیز با نقش ترنج و سر ترنج و گاه با ترنج و كتیبه عرضه می‌شده است.

قلمدان تذهیب با گل و بته: گاهی بر روی یك قلمدان، دو استاد كار می‌كرده‌اند یكی مذهب و دیگری گل و بته‌ساز. در این نوع قلمدان یك یا سه قاب با خطوط زرین  مشخص می‌گردیده است آنگاه استاد مذهب تمام بدنه قلمدان را تذهیب می‌كرده و پس از اتمام آن استاد گل و بته ساز در داخل قابهای مذكور طرح گل و بته یا گل و مرغ یا گل و فندق را می‌ساخته است. بدیهی است كه چنانچه مذهب در گل و بته‌سازی نیز دست داشته هر دو كار بوسیله یك استاد انجام می‌پذیرفته است.

قلمدان تذهیب و صورت: اینگونه قلمدان چنان بوده كه پیش از تذهیب، یك قاب بیضی شكل در میانه سطح بدنه‌اش ترسیم می‌شده و پس از تذهیب كاری قلمدان بوسیله استاد مذهب نقاش دیگری كه در تصویرنگاری چیره‌دست بوده،‌ چهره شخصیت مورد نظر خود را در قاب ترسیم شده روی قلمدان می‌پرداخته است. گاهی هر دو كار تذهیب و تصویر به وسیله یك استاد انجام می‌پذیرفته. قلمدان تذهیب و صورت گاهی با منظره‌سازی توأم بوده و مناظر مورد نظر در دو جانب غلاف در قابهای بیضی ترسیم می‌گردیده است. گاهی نیز قلمدان به جای یك صورت چند صورته ساخته شده است.

قلمدان زرشان: هنر زرنشان‌سازی از پیوسته‌ها و منضمات تذهیب است و آن عبارت است از ترسیم گلهای ختایی و چنگهای زرین تاج خروس و ستاه‌ نشان كه بوسیله اسلیمی‌های زیبا با هم پیوستگی پیدا می‌كند و با قلم‌گیریهای نازك و مزدوج «دوگانه» نمایان و چشمگیر می‌گردد. زرنشان انواع مختلف دارد كه از آن جمله گل ختایی و خوشه‌انگوری و ستاره‌ای مشهور است.

زرینه كاران چابك دست مخصوصاً‌در دوره قاجار این هنر را با ابداع طرحهای گوناگون بسیار پردامنه ساخته‌اند. غیر از قلمدانهایی كه بدون نقوش دیگر تماماً زرنشان‌سازی می‌شده در همه قلمدانهای دیگر از گل و مرغ و تصویر و شبیه‌سازی و غیره در حواشی و كناره‌های قابهای تصاویر در هر قلمدان سبز زرنشان به كار می‌رفته و بدون آن قلمدان ناقص بوده است.

بدنه قلمدانهای زرنشان از این هنر گرانبار بوده و بوسیله استادان توانا به سلیقه‌های مختلف بر روی بوم‌های ساده و رنگین ساخته می‌شده و به قلمدان جلوه و زیبایی خاص می‌بخشیده است.

زرنشان قلمدانهای عالی و گرانبها در درجه ممتاز بوده و لازمه نفاست آن به شار رفته است.

هنر گل و بته‌سازی: هنر گل و بته‌سازی كه شامل گل و مرغ و گل و فندق‌سازی نیز می‌شود یكی از رشته‌های نقاشی‌ آبرنگ در مكتب «ایرانی‌سازی» می‌باشد كه از دوران صفوی آغاز شده و تا این زمان مراحل مختلفی را پیموده و در سبكهای دلپذیر و گوناگون چهره‌گشایی و جلب توجه نموده است.

در دوره صفویه بیشتر استادان این هنر به ساختن تك بته‌های ظریف و شاخه گلهای لطیف در كنار هم روئیده است دست زده و كمتر طرحهای بزرگ را برای پدید آوردن گل و بته انتخاب می‌كرده‌اند.
قلمدان هفت گنبد

اینگونه نقاشی قلمدان مشتمل بر ترسیم صحنه های داستان هفت گنبد بهرام گور است كه شاعر بزرگ، حكیم نظامی آنرا در بهرام نامه به رشته نظم كشیده است. در این نقشبندی، نقاش بزم بهرام را با كنیزك چینی در هفت گنبد، برنگهای مختلف ترسیم كرده و از رقص و پایكوبی رقاصان و ساز و آواز رامشگران و همچنین با ده پیمایی بهرام و معاشقات وی صحنه هایی را نشان داده است.

نقاشی قلمدان هفت گنبد مستلزم استادی و مهارت بسیار بوده و كمتر كسی از نقاشان توانسته است حق مطلب را در این موضوع ادا كند. از جمله استادانی كه اینگونه قلمدان را هر چه نیكوتر پرداخته اند اسماعیل نقاشباشی و سید محمد امامی و كاظم بن نجفعلی را می توان نام برد.

قلمدان مجلس یوسف و زلیخا: داستان یوسف و زلیخا كه در قرآن مجید به اختصار ذكر گردیده از جمله قصه های مذهبی است كه شاعران بزرگ جهان (جامی) و (ناظم هروی) و دیگران آن را به شعر درآورده و نقاشان دورة تیموری و صفوی صحنه پردازی این سرگذشت دلنشین را در كتابهای مربوطه بر عهده گرفته اند. در نقاشی قلمدان نیز برخی از استادان، این قصه را از آغاز تا پایان بر قلمدان نقش زده و تمام قسمتهای بدنه آن را اختصاص به این داستان داده اند و این پدیده ای هنری به نام (قلمدان یوسف و زلیخا) نامبردار شده است. پاره ای از این قلمدانها طوری با چاشنی معمولی آمیخته شده است كه بیننده را با مشاهده آن به عالم تقدس رهنمون می گردد.

قلمدان تمبر پوش: سازندگان قلمدان گاهی پس از آماده كردن آن، طبله اش را به جای نقاشی با تمبر باطل شده می آراسته اند، چون این قلمدانها در عین زیبایی، از هنر نقاشی بهره ای نداشته است، از اهمیت زیادی برخوردار نبود و بدرد كاتبان حرفه ای می خورده است.

قیمت فایل فقط 4,000 تومان

خرید

برچسب ها : تحقیق پیرامون هنرهای سنتی ایران،قلمدان , هنرهای سنتی ایران،قلمدان , مقاله پیرامون هنرهای سنتی ایران،قلمدان , دانلود تحقیق پیرامون هنرهای سنتی ایران،قلمدان , پیرامون هنرهای سنتی ایران،قلمدان , هنرهای سنتی  ,ایران , قلمدان


ترجمه مهر هفتم

پنجشنبه 5 اسفند 1395 01:46 ب.ظ

ترجمه مهر هفتم (هنر)

ترجمه مهر هفتم (هنر)دسته: علوم انسانی 
بازدید: 3 بار 
فرمت فایل: doc 
حجم فایل: 57 کیلوبایت 
تعداد صفحات فایل: 88 

ترجمه مهر هفتم(هنر) در 88 صفحه ورد قابل ویرایش

قیمت فایل فقط 19,000 تومان

خرید

ترجمه مهر هفتم(هنر) در 88 صفحه ورد قابل ویرایش

شب با گرمایش، آسایشی مختصر آورده است و در سپیده دم هرم داغ باد بر دریای بی رنگ می وزد. شوالیه آنتونیوس بلاك، درمانده بر روی چند شاخة صنوبر كه بر ماسه ها پراكنده اند، دراز كشیده است. چشمانش كاملاً باز و از شدت كم خوابی سرخ گشته اند.

در همان نزدیكی ملازمش یونس با صدایی بلند خرناس می كشد. او نیز درست در كنارة جنگل و در میان درختان صنوبر از پای افتاده و به خواب رفته است. دهان او به سمت فلق باز می‎شود و صدایی غیرزمینی از حنجره اش بیرون می‎آید. با وزش ناگهانی باد، اسب ها به جنبش در می آیند و پوزه های نیم سوخته خود را به سمت دریا دراز می‌كنند. آنها نیز به اندازه صاحبانشان لاغر و فرسوده گشته اند.

شوالیه برمی خیزد و وارد آب های كم عمق می‎شود تا چهرة آفتاب سوخته و لبان تاول زده اش را بشوید. یونس غلتی به سوی جنگل و تاریكی می زند. در خواب می نالد و به شدت موهای زبر سرش را می خاراند. اثر خراش بر روی سرش همچون سفیدی برق در برابر دوده است.

شوالیه به ساحل بازمی گردد و بر روی زانوانش می نشیند. در حالی كه چشمانش بسته و ابروانش درهم كشیده است، نماز صبحش را به جا می‎آورد. دستانش در هم گره خورده اند و لبانش كلماتی را زمزمه می‌كنند. چهره اش تلخ و غمگین است. چشمانش را باز می‌كند و مستقیماً به خورشید صبحگاهی كه همچون ماهی باد كرده و مرده ای از دریای مه آلود بالا می آید،‌ خیره می‎شود. آسمان همچون گنبدی سربی،‌ خاكستری و بی‌حركت است. ابری گنگ و تیره در افق غربی معلق است. در بالا،‌ كاملاً قابل رویت، مرغی دریایی با بال های بی حركت در آسمان شناور است. فریاد او غریب و بی قرار است. اسب خاكستری بزرگ شوالیه سرش را بلند می‌كند و شیهه می كشد. آنتونیوس بلاك برمی گردد.

پشت سر او مردی سیاهپوش ایستاده است. چهره اش بسیار رنگ پریده است و دست‌هایش در چین های عبایش پنهان شده است.

شوالیه- تو كیستی؟

مرگ- من مرگم.

شوالیه- آیا برای من آمده ای؟

مرگ- من مدت هاست كه در كنار توام.

شوالیه- خوب می دانم.

مرگ- آماده ای؟

شوالیه- بدنم ترسیده است، اما خودم نه.

مرگ- خب، این كه مایه شرم نیست.

شوالیه از جایش برمی خیزد. می لرزد. مرگ عبایش را باز می‌كند تا آن را بر شانه های شوالیه بگذارد.

شوالیه- لحظه ای درنگ كن.

مرگ- این چیزیست كه همه می گویند. من مجازات هیچ كس را به تعویق نمی اندازم.

شوالیه- تو شطرنج بازی می كنی. مگر نه؟

مرگ- تو از كجا می دانی؟

شوالیه- در نقاشی ها دیده و در تصانیف شنیده ام.

مرگ- بله. در واقع من شطرنج باز خوبی هستم.

شوالیه- اما تو نمی توانی از من بهتر باشی.

شوالیه در كیف سیاهی كه در كنارش بود جستجو می‌كند و صفحة شطرنج كوچكی بیرون می‎آورد. آن را با دقت بر روی زمین می گذارد و شروع به چیدن مهره ها می‌كند.

مرگ- چرا می خواهی با من بازی كنی؟

شوالیه- من دلایل خودم را دارم.

مرگ- این یك امتیاز ویژه برای توست.

شوالیه- شرایط از این قرار است كه من می توانم تا زمانی كه در مقابل تو شكست نخورده ام، زنده بمانم. اگر من بردم تو مرا رها خواهی كرد. موافقی؟

شوالیه مشت هایش را به سوی مرگ بالا می‎آورد. مرگ ناگهان لبخندی به او می زند و به یكی از دست های شوالیه اشاره می‌كند. پیادة سیاه در آن دست قرار دارد.

شوالیه- تو سیاه را برداشتی.

مرگ- خیلی مناسب است. تو این طور فكر نمی كنی؟

شوالیه و مرگ بر روی صفحة شطرنج خم می‎شوند. پس از اندكی تأمل، آنتونیوس بلاك، با پیادة مقابل شاهش آغاز می‌كند. مرگ نیز پیاده مقابل شاهش را حركت می‎دهد.

نسیم سحری آرام شده است. جنبش بی امان دریا متوقف گشته و آب خاموش و بی صداست. خورشید از پشت مه بالا آمده و نورش همه جا را روشن می‌كند. مرغ دریایی در زیر ابر تیره شناور است، انگار كه در آسمان منجمد شده باشد. روزی داغ و سوزان است.

یونس با ضربه ای به پشتش بیدار می‎شود. چشمانش را باز كرده، همچون خوكی خرخر می‌كند و خمیازه ای بلند می كشد. به زحمت می ایستد، اسبش را زین می‌كند و بستة سنگینی را بلند می‌كند.

شوالیه سوار بر اسب به آرامی از دریا دور شده و به سوی جنگلی كه در نزدیكی ساحل و درست بالا جاده قرار دارد می رود. تظاهر می‌كند كه صدای نماز صبح ملازمش را نشنیده است. یونس خیلی زود از او سبقت می‎گیرد.

یونس- (می خواند) خفتن بین دو پای فاحشه، زندگیم هر روز در حسرتشه.

او می ایستد. به اربابش می نگرد. اما شوالیه صدای آواز یونس را نشنیده است و یا تظاهر به آن می‌كند. برای اینكه بیشتر او را تحریك كند یونس این بار بلندتر می خواند.

یونس- (می‌خواند) اون بالا بالاها جای خدای قادر متعاله، اما برادرت شیطانه كه همه جا می بینیش.

یونس بالاخره توجه شوالیه را جلب می‌كند. دست از خواندن می كشد. شوالیه، اسبش، اسب یونس و خود یونس تمام این ترانه ها را ازبرند. سفر طولانی و پر گرد و غبار آن‌ها از سرزمین مقدس، آن‌ها را پاكیزه نگاه نداشته بود. آن‌ها در دشتی باتلاقی كه تا افق ادامه دارد می تازند و در دوردست دریایی كه در زیر تابش سفید آفتاب می درخشد، خفته است.

یونس- در فروجستاد همه دربارة نشانه های شر و اتفاقات هولناك سخن می گفتند. در شب، دو اسب یكدیگر را خورده بوند و در محوطة كلیسا گورها باز شده و بازماندة لاشه ها همه جا پخش شده بود. دیروز عصر چهار خورشید در آسمان می‌تابید.

شوالیه پاسخ نداد. در نزدیكی، سگی لاغر، نالان به سوی صاحبش كه بر روی یك صندلی در زیر آفتاب داغ خفته است، می خزد. ابر سیاهی از مگس به دور سر و شانه های مرد جمع شده اند. سگ نگون بخت در حالی كه به روی شكم دراز كشیده و دمش را می جنباند، پیوسته می نالد.

یونس از اسب پیاده شده، به مرد خفته نزدیك می‎شود. مودبانه از او نشانی ای می پرسد. وقتی جوابی نمی شنود،‌ به طرف مرد می رود تا او را بیدار كند. بر روی شانه های مرد خفته خم می شود، اما به سرعت دستش را پس می كشد. مرد از عقب بر زمین می افتد و صورتش در مقابل یونس قرار می‎گیرد.

یك جنازه است كه با حدقة خالی و دندان های سفید به یونس خیره شده است.

یونس دوباره سوار اسبش می‎شود و به اربابش می رسد. از قمقمه اش آبی می نوشد و كیف را به شوالیه می‎دهد.

شوالیه- خب، آیا راه را نشانت داد؟

یونس- نه، كاملاً.

شوالیه- چه گفت؟

یونس- هیچ

شوالیه- آیا لال بود؟

یونس- نه سرورم. من این را نگفتم. اتفاقاً كاملاً فصیح و شیوا بود.

شوالیه- اوه؟

یونس- او سخنور بود اما مشكل در این بود كه حرف او افسرده كننده بود. (می خواند) زمانی روشن و با نشاطی، زمانی با كرم ها می خزی. سرنوشت تبه كار مخوفی است و تو، دوست من. قربانی آنی.

شوالیه- مجبوری بخوانی؟

یونس- نه.

شوالیه تكه ای نان به ملازمش می‎دهد تا برای مدتی او را ساكت نگه دارد. خورشید بی رحمانه آن‌ها را می سوزاند و قطرات عرق از چهره هاشان می چكد. ابری از غبار در اطراف اسب ها برخاسته است. آن‌ها در آنسوی خلیج و در امتداد بیشه زاری سبز می‌تازند. در سایة چند درخت تنومند، یك گاری قرار دارد كه با كرباس خالدار پوشانده شده است. اسبی در نزدیكی گاری شیهه می كشد و اسب شوالیه به آن پاسخ می‎دهد. دو مسافر برای استراحت در زیر سایه درختان توقف نمی كنند و همچنان می تازند، تا در انحنای جاده ناپدید می گردند.

در خواب، یوف شعبده باز، صدای شیهة اسبش و پاسخی از دوردست را می شنود. می كوشد تا دوباره بخوابد اما فضای داخل گاری خفه كننده است. اشعه خورشید از خلال كرباس عبور كرده و به شكل نوارهای باریكی از نور، به صورت میا، همسر یوف و پسر یكساله‌شان میكائیل كه در آرامش خفته است، می تابد. در نزدیكی آن‌ها یوناس اسكات كه از سایرین مسن تر است، با صدای بلند خرناس می كشد.

یوف به بیرون گاری می خزد. در زیر درختان بلند، همچنان كمی سایه وجود دارد. مقداری آب می نوشد و غرغره می‌كند. نرمش مختصری انجام می‎دهد و با اسب لاغر و استخوانی اش صحبت می‌كند.

یوف-صبح بخیر. صبحانه خورده ای؟ من از بدبختی نمی توانم علف بخورم. نمی توانی به من یاد بدهی؟ كمی كارمان سخت شده است. در این منطقه از كشور كسی شعبده بازی دوست ندارد.

          یوف توپ های شعبده بازی را برداشته، به آرامی شروع به بالا انداختن آن‌ها می‌كند. سپس به روی سرش می ایستد و چون مرغی قدقد می‌كند. ناگهان دست از كار می كشد و با نگاهی كاملاً شگفت زده می نشیند. باد موجب حركت آرام درختان شده است. برگ ها می جنبند و زمزمه ای آرام پدید می آورند. گل ها و چمن ها به زیبایی خم شده اند و در جایی یك پرنده صدای چهچهه اش را بلند كرده است.

سكوت، گرگ و میش، جام‌های توت‌فرنگی و شیر. چهره‌های شما در نور عصرگاهی. میكائیل خفته، یوف با چنگش. سعی خواهم كرد كه حرف‌هایمان را به خاطر بسپارم. من این خاطره را با چنان دقتی در میان دستانم نگاه می‌دارم كه انگار جامی از شیرتازه در آن قرار دارد.

صورتش را بر می‌گرداند و به دریا و آسمان خاكستری بی‌رنگ نگاه می‌كند.

شوالیه – و این یك یادگاری مناسب است. … این برای من كافی خواهدبود.

بر می‌خیزد و برای بقیه سر تكان می‌دهد و به سوی جنگل حركت می‌كند. یوف همچنان به نواختن چنگ ادامه می‌دهد. میا روی چمن دراز می‌كشد.

شوالیه صفحة شطرنج را بر می‌دارد و آن را در طول ساحل حمل می‌كند. ساحل ساكت و متروك و دریا بی‌حركت است.

مرگ – منتظرت بودم.

شوالیه – مرا ببخش. چند لحظه‌ای تأخیر داشتم. چون من تاكتیك‌هایم را برای تو آشكار ساختم، در حال عقب‌نشینی‌ام. نوبت تو است.

مرگ – چرا این قدر راضی به نظر می‌رسی.

شوالیه – این راز من است.

مرگ – البته، حالا من اسبت را می‌زنم.

شوالیه – كار درستی كردی.

مرگ – آیا مرا فریب دادی؟

شوالیه – البته تو درست در دام افتادی. كیش!

مرگ – به چه می‌خندی؟

شوالیه – نگران خندة من نباش – شاه خودت را نجات بده.

مرگ – تو كمی متكبری.

شوالیه – بازی‌مان سرگرمم می‌كند.

مرگ – نوبت تو است. بازی كن. من كمی ذیق وقت دارم.

شوالیه – من می‌دانم كه تو كارهای زیادی داری. اما حق نداری بازی را ترك كنی. بازی زمان می‌برد.

مرگ می‌خواهد جواب دهد اما سكوت می‌كند و بر روی صفحة شطرنج خم می‌شود.

مرگ – آیا قصد داری كه شعبده‌باز و همسرش را در میان جنگل همراهی كنی؟ آن‌هایی كه اسمشان یوف و میاست و یك پسر كوچك دارند؟

شوالیه – برای چه می‌پرسی؟

مرگ – اوه … دلیل خاصی ندارد.

شوالیه ناگهان دست از خنده می‌كشد. مرگ با تمسخر به وی می‌نگرد.

بلافاصله پس از غروب خورشید، گروه كوچك د‌ر حیاط مسافرخانه جمع‌ شده‌اند. شوالیه، یونس و دختر در آن‌جا حضور دارند. یوف و میا در گاری خود هستند. پسرشان میكائیل پیش از این خوابیده است. یوناس اسكات همچنان مفقود است.

یونس به داخل مسافرخانه می‌رود تا مقدمات سفر را فراهم آورد و آخرین لیوان آب‌جو را بنوشد. مسافرخانه  حالا تقریباً خالیست و به جز چند كشاورز و چند دختر جوان كه در گوشه‌ای شام می‌خورند، كسی در آن حضور ندارد.

در كنار یك پنجرة كوچك مردی گوژپشت، با لیوانی برندی در دست نشسته‌است. حالت چهره‌اش غمگین است. هرچند وقت‌ یك‌بار با سكسكه‌ای شدید تكان می‌خورد. او پلوگ آهنگر است كه آن‌جا نشسته و ناله می‌كند.

یونس – خدای من. این پلوگ آهنگر نیست؟

پلوگ – عصربخیر.

یونس – این‌جا نشسته‌ای و آب‌بینی‌ات را بالا می‌كشی؟

 پلوگ – بله، بله. به آهنگر نگاه كن. مثل یك خرگوش می‌نالد.

یونس – اگر من به جای تو بودم، از این كه به این راحتی از شر زنم راحت شدم، خوشحال بودم.

یونس پشت آهنگر را نوازش می‌كند و با نوشیدن مقداری آب‌جو تشنگی‌اش را فرو می‌نشاند و در كنار آهنگر می‌نشیند.

پلوگ – تو ازدواج كرده‌ای؟

یونس – من! بیش از صدبار. دیگر نمی‌توانم حساب همة زن‌هایم را داشته باشم. البته در مورد مردان مسافر اغلب به همین شكل است.

پلوگ – می‌توانم به تو اطمینان دهم كه یك زن بدتر از صد زن است. یا اینكه من از هر بدبختی در این دنیا بدبخت‌ترم، كه البته بعید هم نیست.

یونس – زن‌ها، بود و نبودشان عذاب است. به همین دلیل وقتی به او نگاه می‌كنی، درست در زمانی كه بیش از هر وقتی جذاب است، باز هم بهترین كار این است كه او را بكشی.

پلوگ – غرغر زن‌ها، جیغ‌ بچه‌ها و كهنه‌های خیس، ناخن‌ها و حرف های تیز، رنجت می‌دهد. مادر زنت كه عمة شیطان است و وقتی كه بخواهی پس از یك روز طولانی بخوابی، قصة دیگری است. اشك و آه و نالة بلندی كه مرده را بیدار می‌كند.

یونس سرش را با رضایت كامل تكان می‌دهد. او كه خیلی مشروب خورده است، صدای یك پیرزن را تقلید می‌كند.

یونس – چرا برای شب‌بخیر مرا نمی‌بوسی؟

پلوگ – (به همان ترتیب) چرا برای من آواز نمی‌خوانی؟

یونس – چرا مثل اولین باری كه مرا دیدی به من عشق نمی‌ورزی؟

پلوگ – چرا به لباس خواب جدید من نگاه نمی‌كنی؟

یونس – تو فقط به من پشت می‌كنی و خرناس می‌كشی؟

پلوگ – (حالت عادی) اوه، لعنتی.

یونس – او لعنتی. و حالا او رفته است. پس خوشحال باش.

پلوگ – (خشمگین) من بینی‌ آن‌ها را با انبر می‌كنم. با یك چكش كوچك روی سینه‌هایشان می‌كوبم و سرشان را با پتك له می‌كنم.

پلوگ با صدای بلند گریه می‌كند و تمام بدنش از شدت غم می‌لرزد. یونس با علاقه به او نگاه می‌كند.

یونس – ببین چطور دوباره زوزه می‌كشد.

پلوگ – شاید دوستش داشته باشم.

یونس – پس شاید دوستش داشته باشی. باید به تو خوك بدبخت و بیچاره بگویم كه عشق نام دیگر شهوت است، به اضافة شهوت و به اضافه شهوت و مقدار زیادی خیانت. دورویی و دروغ و سایر اعمال احمقانه.

پلوگ – ولی به هرحال دردناك است.

یونس – البته عشق از هر بلایی سیاه‌تر است ولی كسی به خاطرش نمی‌میرد و تقریباً همیشه از آن فارغ می‌شوی.

پلوگ – نه، نه، من نه.

یونس – بله، تو هم. تنها احمق‌ها از عشق می‌میرند. عشق همچون زكام مسری است. عشق نیرویت را، استقلالت را، روحیه‌ات را، از بین می‌برد. اگر همه چیز در این جهان ناقص، ناقص است، عشق با نقص كاملش، كاملترین است.

پلوگ – تو شادمانی. با آن حرف‌های چرب و نرمت. علاوه بر آن به چرت و پرت‌هایت ایمان داری.

قیمت فایل فقط 19,000 تومان

خرید

برچسب ها : تحقیق ترجمه مهر هفتم(هنر) , ترجمه مهر هفتم(هنر) , مقاله ترجمه مهر هفتم(هنر) , دانلود تحقیق ترجمه مهر هفتم(هنر) , مهر هفتم(هنر) , ترجمه , مهر هفتم , هنر


موتور 6 زمانه

سه شنبه 18 آبان 1395 02:47 ق.ظ



خفه کن های ماشین

سه شنبه 18 آبان 1395 02:46 ق.ظ

تحقیق در مورد صدا خفه کن های ماشین
دسته بندی مکانیک
بازدید ها 47
فرمت فایل pptx
حجم فایل 486 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 19
خفه کن های ماشین

فروشنده فایل

کد کاربری 9
کاربر


لاستیک خودرو

سه شنبه 18 آبان 1395 02:46 ق.ظ

تحقیق در مورد لاستیک
دسته بندی پاورپوینت
بازدید ها 64
فرمت فایل pptx
حجم فایل 15648 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 65
لاستیک خودرو

فروشنده فایل

کد کاربری 9
کاربر

این محصول دو پاورپوینت در مورد لاستیک و در 65 اسلاید است

یک پاورپوینت در مورد لاستیک بارز می باشد به صورت کامل در این مورد بحث کرده است و پاورپوینت دیگر عمومی بحث کرده است



ضوابط صدور پروانه در شهرداری

سه شنبه 18 آبان 1395 02:46 ق.ظ

آشنایی با ضوابط صدور پروانه توسط شهرداری
دسته بندی آموزشی
بازدید ها 69
فرمت فایل pdf
حجم فایل 6769 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 155
ضوابط صدور پروانه در شهرداری

فروشنده فایل

کد کاربری 4143
کاربر

آشنایی با ضوابط صدور پروانه توسط شهرداری

فایل پس از دانلود دارای پسورد بوده که پسورد فایل بصورت زیر است که باید در نرم افزار winrar وارد نمایید:

ecivil



طراحی و اجرای جداگرهای میان قابی (دیوارهای غیر باربر )
دسته بندی عمران
بازدید ها 94
فرمت فایل pdf
حجم فایل 11994 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 102
طراحی و اجرای جداگرهای میان قابی (دیوارهای غیر باربر )

فروشنده فایل

کد کاربری 2116
کاربر

دستورالعمل اجرا و طراحی میان قاب های سازه ای یا همان دیوار های غیر باربر به صورت کامل



اثر زلزله بر سدها بتنی وزنی

سه شنبه 18 آبان 1395 02:45 ق.ظ

اثر زلزله بر سدها بتنی وزنی
دسته بندی عمران
بازدید ها 76
فرمت فایل pdf
حجم فایل 1453 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 95
اثر زلزله بر سدها بتنی وزنی

فروشنده فایل

کد کاربری 2116
کاربر

بررسی و مطالعات تاثیر زلزله بر سدها بتنی وزنی



فهرست بهای واحد پایه رشته شبکه توزیع آب سال 95 با فرمت اکسل
دسته بندی عمران
بازدید ها 46
فرمت فایل rar
حجم فایل 21 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 22
فهرست بهای واحد پایه رشته شبکه توزیع آب سال 95 با فرمت اکسل

فروشنده فایل

کد کاربری 3139
کاربر

فایل فهرست بهای واحد پایه رشته شبکه توزیع آب سال 95 با فرمت اکسل شامل:

218 ردیف فهرست بهایی در 22 صفحه بوده و با قرار دادن عدد در ستون مقدار، بهای کل آن ردیف بصورت خودکار محاسبه می گردد.



فهرست بهای واحد پایه رشته خطوط انتقال آب سال 95 با فرمت اکسل
دسته بندی عمران
بازدید ها 49
فرمت فایل rar
حجم فایل 26 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 31
فهرست بهای واحد پایه رشته خطوط انتقال آب سال 95 با فرمت اکسل

فروشنده فایل

کد کاربری 3139
کاربر

فایل فهرست بهای واحد پایه رشته خطوط انتقال آب سال 95 با فرمت اکسل شامل:

303 ردیف فهرست بهایی در 31 صفحه بوده و با قرار دادن عدد در ستون مقدار، بهای کل آن ردیف بصورت خودکار محاسبه می گردد.



فهرست بهای واحد پایه رشته آبیاری و زهکشی سال 95 با فرمت اکسل
دسته بندی عمران
بازدید ها 75
فرمت فایل rar
حجم فایل 40 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 44
فهرست بهای واحد پایه رشته آبیاری و زهکشی سال 95 با فرمت اکسل

فروشنده فایل

کد کاربری 3139
کاربر

فایل فهرست بهای واحد پایه رشته آبیاری و زهکشی سال 95 با فرمت اکسل شامل:

431 ردیف فهرست بهایی در 44 صفحه بوده و با قرار دادن عدد در ستون مقدار، بهای کل آن ردیف بصورت خودکار محاسبه می گردد.



فهرست بهای واحد پایه رشته فاضلاب سال 95 با فرمت اکسل
دسته بندی عمران
بازدید ها 91
فرمت فایل rar
حجم فایل 24 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 28
فهرست بهای واحد پایه رشته فاضلاب سال 95 با فرمت اکسل

فروشنده فایل

کد کاربری 3139
کاربر

فایل فهرست بهای واحد پایه رشته فاضلاب سال 95 با فرمت اکسل شامل:

280 ردیف فهرست بهایی در 28 صفحه بوده و با قرار دادن عدد در ستون مقدار، بهای کل آن ردیف بصورت خودکار محاسبه می گردد.



فهرست بهای واحد پایه رشته آبیاری تحت فشارسال 95 با فرمت اکسل
دسته بندی عمران
بازدید ها 44
فرمت فایل rar
حجم فایل 30 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 27
فهرست بهای واحد پایه رشته آبیاری تحت فشارسال 95 با فرمت اکسل

فروشنده فایل

کد کاربری 3139
کاربر

فایل فهرست بهای واحد پایه رشته آبیاری تحت فشار سال 95 با فرمت اکسل شامل:

270 ردیف فهرست بهایی در 27 صفحه بوده و با قرار دادن عدد در ستون مقدار، بهای کل آن ردیف بصورت خودکار محاسبه می گردد.



فهرست بهای واحد پایه رشته سد سازی سال 95 با فرمت اکسل
دسته بندی عمران
بازدید ها 45
فرمت فایل rar
حجم فایل 38 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 39
فهرست بهای واحد پایه رشته سد سازی سال 95 با فرمت اکسل

فروشنده فایل

کد کاربری 3139
کاربر

فایل فهرست بهای واحد پایه رشته سد سازی سال 95 با فرمت اکسل شامل:

382 ردیف فهرست بهایی در 39 صفحه بوده و با قرار دادن عدد در ستون مقدار، بهای کل آن ردیف بصورت خودکار محاسبه می گردد.



فهرست بهای واحد پایه رشته تأسیسات مکانیکی سال 95 با فرمت اکسل
دسته بندی عمران
بازدید ها 41
فرمت فایل rar
حجم فایل 70 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 102
فهرست بهای واحد پایه رشته تأسیسات مکانیکی سال 95 با فرمت اکسل

فروشنده فایل

کد کاربری 3139
کاربر

فایل فهرست بهای واحد پایه رشته تأسیسات مکانیکی سال 95 با فرمت اکسل شامل:

1020 ردیف فهرست بهایی در 102 صفحه بوده و با قرار دادن عدد در ستون مقدار، بهای کل آن ردیف بصورت خودکار محاسبه می گردد.



  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :